آیا زن عامل گناه است؟

آیا زن عامل گناه است؟


یکی از تفاوت های اسلام با مسیحیت و یهودیت در داستان آدم و حوا است. که بنا بر آنچه در عهدین ذکر شده، زن عامل اصلی گمراهی حضرت آدم بوده است. حتی به مجازات همین جرم است که سختی حمل و زایمان بر حوا و دختران او نهاده شده است! (رک: سفر پیدایش)

اما در اسلام و نقل قرآنی ...ادامه مطلب

ادامه نوشته

شوخی با نامحرم و دخترای همکلاسی!!؟

شوخی با نامحرم و دخترای همکلاسی!!؟


شوخی با نامحرمی که قصد ازدواج با او را نداریم، اگر رکیک نباشد و از روی هوی و هوس هم نباشد، ازطریق پیام کوتاه موبایل، گناه است؟ شوخی کردن به این نحو با هم کلاسی های خانم هم اشکال دارد؟

توجه به چند نکته برای رسیدن به جواب سوالات فوق ضروری می باشد:

1. یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود.... ادامه مطلب

ادامه نوشته

دوست دختر و دوست پسر(والدین بخوانند)

دوست دختر و دوست پسر(والدین بخوانند)


نحوه برخورد و عملكرد والدین با فرزندان (از دوران كودكی تا جوانی) نقش بسیار عمده ای در شكل گیری اخلاق، روحیات و فرهنگ آنها دارد. بر همین اساس است كه متخصصین ریشه همه كارها و فعالیت های فرزندان را در نوع عملكرد والدینشان می بینند. یكی از مهمترین بحران های دوران نوجوانی و قبل از ازدواج جوانان دوستی با جنس مخالف است.بسیاری از جوانان به دلیل برخی كمبودها و فشارها و تنها برای فرار از آنها و رسیدن به آرامش به سمت جنس مخالف سوق می یابند و گمان می كنند كه تمام مشكلاتشان در سایه ازدواج با فرد مقابل قابل حل می باشد. در حالیكه این كار آنها مصداق بارز ضرب المثل «از چاله در آمدن و به چاه افتادن» می باشد.

اشتباهات والدین در گرایش جوانان به دوستی با جنس مخالف:

1- عدم آموزش صحیح والدین به فرزندان در مورد جنس مخالف

اغلب نوجوانان در سنین دوازده ـ سیزده سالگی، به دلیل بیداری غریزه جنسی نسبت به جنس مخالف مشغولیت ذهنی پیدا می ‌کنند و می‌ خواهند بدانند که جنس مخالف آنها چگونه آدمی است. اگر در این شرایط به آنها درست اطلاعات داده نشود، به علت کنجکاوی به سمت دوستان و اطرافیان می ‌روند تا پاسخ پرسش ‌هایشان را دریافت نمایند. به همین دلیل یا با اطلاعات غلط دوستان و سایت ها و یا با دوستی های خطرناك با جنس مخالف مواجه می شوند...

ادامه نوشته

ناتوی فرهنگی؟

ناتوی فرهنگی؟

وقتی آقامون
        فرمود : تهاجم فرهنگی شده ما خوابیدیم
                 فرمود : شبیخون فرهنگی شده ماخیره به هم نگاه کردیم
                                     فرمود : ناتوی فرهنگی شده  گفتیم : چاره چیه
                                                     فرمود : جنگ نرم شده نفهمیدیم جنگ نرم چیه؟!!!!!!

امروز جمهوری اسلامی و نظام اسلامی با یک جنگ عظیمی مواجه است، لیکن  حالا در این جنگ نرم چه کسانی باید به میدان بیایند، قدر مسلم نخبگان فکری. یعنی شما افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرمید.

این که چه کار باید بکنید، چه جوری باید عمل کنید، چه جوری باید تبیین بکنید، اینها چیزهایی نیست که من بیایم فهرست کنم؛ اینها کارهایی است که خود شماها در مجامع اصلی تان، فکری تان، در اتاقهای فکرتان بنشینید، راهکارها را پیدا کنید؛ لیکن هدف مشخص است؛ هدف، دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله با این حرکت همه جانبه متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته علمی رسانه ای.باید با این جریان شیطانی خطرناک مقابله شود. (۱)

در این جنگ نرم شما دانشجویان، افسران جوان این جبهه اید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنی سرباز هیچگونه از خودش تصمیم گیری و اراده ندارد و باید هرچه فرمانده میگوید عمل کند. نگفتیم هم فرماندهان طراح قرارگاهها و یگانهای بزرگ، چون آنها طراحی های کلان را میکنند. افسر جوان توی صحنه است، هم به دستور عمل می کند هم صحنه را درست می بیند؛ با جسم و جان خود صحنه را می ازماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتا افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، توی صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم می بینند، در چهارچوب هم کار می کنند. شما که استاد او هستید، رتبه بالاتر افسر جوانید؛ شما فرمانده ای هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛ دشمن را درست شناسایی بکنید؛ هدفهای دشمن را کشف بکنید؛ احیانا به قرارگاههای دشمن، آنچنانی که خود او نداند، سربکشید و بر اساس او، طراحی کلان بکنید و در این طراحی کلان حرکت کنید. (۲)


(1)  سخنان مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی  ۱۳۸۸/۶/۴

(۲)  دیدار با اساتید  ۱۳۸۸/۶/۸

موضوع انشا

"می‌خواهم در آینده شهید شوم"



در آینده می
خواهید چکاره شوید؟

«به نام خدا، من می‌خواهم در آینده شهید بشوم. برای اینکه....»

معلم که خنده‌اش گرفته بود، پرید وسط حرف علی و گفت: ببین علی جان! موضوع انشاء این بود که «در آینده می‌خواهید چه کاره بشین باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می‌دادی، مثلاً پدر خودت چه کاره است؟

علی به آرامی دستش را بلند کرد و پاسخ داد: آقا اجازه! شهیده... 

کلاس را سکوتی عجیب فرا گرفت!!!

دوره ارزانی

هرکس از این دنیا چیزی برداشت … و من از وی ” دست ” برداشتم!


چه کسی می گوید گرانی شده است؟ دوره ی ارزانیست.

دل ربودن ارزان دل شکستن ارزان.دوستی ارزان دشمنیها ارزان چه شرافت ارزان.

تن عریان ارزان.آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر

قیمت عشق چه قدر کم شده است!کمتر از آب روان!

و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان

من و شلوارم

من و شلوارم!!!


یک گزارش جنجالی از ایران

تا من و شلوارم سوار مترو شدیم، پیرمرد زمزمه کنان و متعجب طعنه ای زد : "بسم الله الرحمن الرحیم!" من و شلوارم به روی خودمان نیاوردیم؛ کمی جلوتر مرد میانسالی را دیدم که به ما خیره شده است. انگار برای اولین بار بود و من و شلوارم را میدید. من و شلوارم به این نگاه ها عادت داریم. مردم دوست دارند به دیگران همان چیزهایی را بپوشانند که خودشان میپوشند وگرنه تمام وجودشان علامت سوال میشود. مردم اصلا ذره ای به دیگران احترام نمیگذارند. من این رفتارها را نمی فهمم. حالا دیگر شرایط تغییر کرده است. شلوار پاره نداشته باشی، به قول خارجی ها Cool یا باحال نیستی.

جالبه که اکثریت عزیزان شلوار پاره پوش اعتقاد دارند که تقلید از هر چیزی که باشه کار جالبی نیست در صورتی که خودشون و افکارشون قربانی همین تقلید کورکورانه هستند؛ اما سر در برف دارند !

شهید مطهری:

کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد .

به نظر شما فلسفه این شلوارهای پاره شده چیه؟ !!!

تاریخچه شلوارهای جین پاره...ادامه مطلب


ادامه نوشته

یک سفره پر از شهید...

گاهی اوقات یک تصویر آن قدر در خود حرف دارد که دیگر احتیاج به حرف زدن ندارد. 

عکسی که نام آن را «سفره ای پر از شهید» گذاشتیم از این دسته تصویر هاست.

این عکس در تابستان 1364، واقع در اردوگاه الصابرین کرخه بر سر سفره ناهار گرفته شده،هنگامی که بچه های گردان تخریب لشکر 10 سید الشهدا(ع) در حال خوردن غذا بودند.
اسامی شهدا بدین قرار است: 
از راست: نفر اول (شهید عباس بیات)، نفر دوم (شهید رحمان میرزا زاده)،نفر سوم (شهید اکبر عزیز زاده)، نفر پنجم (شهید مرتضی ملکی)،نفر هفتم (شهید محمد بهشتی)، نفر هشتم (شهید سید محسنجلادتی)،نفر دهم (شهید پیام پور رزاقی)، نفر یازدهم (شهید حاج قاسم اصغری)

یاد و خاطر همه حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس گرامی باد...

نثار شادی روح شهداء و امام شهداء صلوات...

واکنش دختران و پسران برای روابط نامشروع+ عکس

واکنش دختران و پسران برای روابط نامشروع


چطور به روابط نامشروع ” نه ” بگویید ؟!

لطفا جهت خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید …شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که حد و مرز روابط را چطور تعیین کنند؟وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟ چه 

کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟ادامه مطلب...

ادامه نوشته

چه می‌شود ، اگر همین الان کشیدن سیگار را متوقف کنید؟!!!!!

چه می‌شود ، اگر همین الان کشیدن سیگار را متوقف کنید؟


شاید یکی از علل مشکل بودن ترک سیگار این است که تصور می‌شود فواید ترک یا ادامه دادن مصرف سیگار خیلی دیر اتفاق می‌افتند. حتما نظرتان وقتی به جدول زمانی زیر نگاهی کنید ، عوض می‌شود، بسیاری از فواید ترک سیگار زودرس هستند:

بعد از ۲۰ دقیقه : فشار خون بدن به حد طبیعی برمی‌گردد. (افزایش فشار خونی که به خاطر اثرات سیگار باشد.)

بعد از ۸ ساعت : سطح گاز مونوکسید کربن در خون نصف می‌شود و سطح اکسیژن به مقدار طبیعی برمی‌گردد.

بعد از ۴۸ ساعت : احتمال حمله قلبی کاهش خواهد یافت. بدنتان از نیکوتین پاک می‌شود. حس چشایی و بویایی طبیعی می‌شوند...                                                                       
                                                                                                                       بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

به رنگ عشق به خدا

به رنگ عشق به خدا


وقتی مشکی مد باشه خوبه ،وقتی رنگ مانتو شلوار باشه خوبه، وقتی رنگ عشقه خوبه!

وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه! وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!

اما

وقتی رنگ چادر من مشکی شد ،بد شد! افسردگی می آورد! دنبال حدیث و روایت می گردند،

که رنگ مشکی مکروهه!مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد، من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!

چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!؟

***

دوست دارم چادر مد شود ، مشکی رنگ عشق باشد عشق به خدا بدون افسردگی!

تو یاد میگیری...

ای خواهرم تو یادمیگیری...

کم‌کم تفاوت ظریف میان نگه‌داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت
این‌که عشق تکیه‌کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر.
و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، عهد و پیمان معنی نمی‌دهند.
و شکست‌هایت را خواهی پذیرفت؛ سرت را بالا خواهی گرفت با چشم‌های باز با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه.
و یاد می‌گیری که همه‌ی راه‌هایت را هم‌امروز بسازی ،که خاک فردا برای خیال‌ها مطمئن نیست.
و آینده امکانی برای سقوط به میانه‌ی نزاع در خود دارد
کم کم یاد می‌گیری...
که حتی نور خورشید می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری،بعد باغ خود را می‌کاری و روحت را زینت می‌دهی
به جای این‌که منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد
و یاد می‌گیری که می‌توانی تحمل کنی
که محکم هستی
که خیلی می‌ارزی.
و می‌آموزی و می‌آموزی
با هر خداحافظی
یاد می‌گیری...!
 

























«بر چهره چاپلوسان خاک بپاشید.» . . .

«بر چهره چاپلوسان خاک بپاشید.» . . .


چندین سخن گهربار از پیامبر اکرم (ص)

- من از فقر اقتصادی بر امتم نمی ترسم، بلکه از سوء تدبیر می ترسم . . . 

- نكوكاران دنيا، نكوكاران آخرت‌اند. به يكديگر هديه بدهيد كه كينه‌ها را از بين مي‌برد.

- بهترين مردم كسى است كه مردم از او بهره مند گردند.

- خداوند تبارك و تعالي فرموده است: هر كس دوستي از دوستان مرا كوچك كند، در كمين جنگ با من نشسته است.

- دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر مي‌دهد: ظلم وتعدي و ناسپاسي پدر ومادر.

- هر كس عمل زشت ديگري را در دهن‌ها اندازد، گويي خود كننده آن كار است.

تو خودت كاش بيايي...

تو خودت كاش بيايي...

مثل هر بار برای تو نوشتم:
دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟
و ای کاش که این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
تو کجایی؟ تو کجایی...
و تو انگار به قلبم بنویسی:
که چرا هیچ نگویند
مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟
و عجیب است
که پس از قرن و هزاره
هنوزم که هنوز است
دو چشمش به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است
که گویند
به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

جواب امام زمان:

تو خودت!

مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟
باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،
ز غمخوارگی و مهر و عطوفت
تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟
چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه کسی راه به روی تو گشوده؟
چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد
چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...
تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!
هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...
هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.
خواهش نفس شده یار و خدایت ،
و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،
و به آفاق نبردند صدایت
و غریب است امامت
من که هستم ،
تو کجایی؟
تو خودت ! کاش بیایی
به خودت کاش بیایی...!

شکم گرسنه و شهوت

شکم گرسنه و شهوت


حضرت حجة الاسلام والمسلمین مروج الاسلام و الدّین حاج شیخ غلامرضا فیروزیان فرمودند:

تابستان سال 1323 در ونک مستوفى منبر میرفتم. امام جماعت آنجا سید بزرگوارى بود که اَلان با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش ‍ کرده ام.بین گفتگوهایى که با هم داشتیم تعریف کرد: که یک روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز کردم ، خانمى نیمه برهنه و بى حجاب و آرایش کرده و دست و سینه باز را مقابل خود دیدم، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنایى کنم. فکر کردم همین که در خانه یک روحانى با این قیافه آمده شاید معایب بى حجابى را نمیداند : و شاید بتوانم نصیحتش کنم.

سرم را پائین انداخته و گفتم بفرمائید، داخل اطاق شده نشست، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال کرد. من گفتم خانم من هم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب دادید من هم جواب مى دهیم گفت: شما از من؟ گفتم بله. گفت بفرمائید؟

 

گفتم : شخصى در محلى مشغول غذا خوردنست غذا هم بسیار مطبوع و خوشبو است، گرسنه اى از کنار او مى گذرد، پایش از حرکت مى ایستد جلوى او مى نشیند شاید تعارفش کند، ولى او اعتنا نمى کند.

 

شخص گرسنه تقاضاى یک لقمه میکند او میگوید: غذا متعلق به من است و نمى دهم هر چه التماس مى کند او به خوردن ادامه میدهد، خانم این چگونه آدمیست ؟

گفت: آن شخص بی رحم از شمر بدتر است.

 

گفتم: گرسنه دو جور است، یکى گرسنه شکم و یکى گرسنه شهوت.

جوان عزب و گرسنه شهوت، خانم نیمه برهنه و زیبائى را مى بیند که همه نوع عطرها و آرایش هاى مطبوع دارد، هر چه با او راه میرود شاید خانم توجهى به او بکند و مقدارى روى خوش به او نشان بدهد، به جوان اعتنا نمى کند. جوان اظهار علاقه میکند، زن محل نمى گذارد، جوان خواهش ‍ مى کند، زن میگوید: من نجیبم و حاضر نیستم با تو صحبت کنم . جوان التماس میکند، زن توجه نمى کند. این خانم چگونه آدمى است ؟

خانم فکرى کرد و از جا حرکت کرد و از خانه بیرون رفت.

فردا درب منزل صدا کرد، رفتم در را باز کردم ، دیدم سرهنگى دم در ایستاده و اجازه ورود مى خواهد، وقتى وارد اطاق شد و نشست. گفت : من شوهر همان خانم دیروزى هستم، وقتى که با او ازدواج کردم چون خانواده اى مذهبى بودیم از او خواستم با حجاب باشد ، گفت: بعد از ازدواج ،  ولى آنچه به او گفتم و خواهش کردم تهدید کردم، زیر بار نرفت ولى دیروز آمد و از من چادر و پوشش اسلامى خواست، نمى دانم شما دیروز به او چه گفتید: ماجرا را به او گفتم: او با خود عبایى آورده بود. به من داد و تشکر کرد و رفت.

اگر ما بیایم و کمی به اعمالمان بیشتر فکر کنیم و این خودخواهی ها را کنار بگذاریم خیلی ها را از عذاب  و گناه  و زحمت نجات خواهیم داد.

برداشت آزاد

مهم نیست چقدر امکانات در اختیار دارید...


اگر از آنها درست استفاده نکنید کافی نخواهند بود.


بد بینی نسبت به گدا

بد بینی نسبت به گدا...


همیشه یادت باشه ، اگه گدا دیدی

هیچوقت تو دلت نگو راست میگه یا دروغ…بدم یا ندم…آدم خوبیه یا بدیه

چشماتو ببند و کمکش کن تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا

خدام تو دلش این سوالا رو از خودش نپرسه

چشماشو ببنده و بهت بده

نفس یا شیطان؟

شیطان ما را وسوسه نمی کند!(بیچاره؛اسمش بد در رفته)

گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. 
پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» 
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد»؛ فعلاً برو سواری بیاموز.
در ضمن این قدر مرا لعنت نکن!» گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟» در حالیکه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان!...»

برداشتهای غلط از انتظار فرج در دیدگاه امام خمینی ( ره)

برداشتهای غلط از انتظار فرج در دیدگاه امام خمینی ( ره):


بعضي ها انتظار فرج را به اين مي دانند که در مسجد، در حسينيه، در منزل بنشينند و دعا کنند و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را از خدا بخواهند...

يک دسته ديگر : ما کار نداشته باشيم به اينکه در جهان چه مي گذرد؛ بر ملت ها چه مي گذرد، حضرت بيايند إن شاءالله، درست مي کنند؛ ديگر ما تکليفي نداريم. تکليف ما همين است که دعا کنيم ايشان بيايند.

بعضی دیگر از اين بالاتر بودند، مي گفتند: بايد دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت (سلام الله عليه) تشريف بياورند.

گروه ديگري بودند که مي گفتند که هر حکومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حکومت باطل است و برخلاف اسلام است.

ما تکليف داريم، البته آن پرکردن دنيا از عدالت. شما يک نقطه هستيد در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم  باید جلوي ظلم را بگيريم؛ تکليفمان و ضرورت اسلام و قرآن است.